تبليغاتX
کتی به خانه بخت میرود
























کتی به خانه بخت میرود

کتی به خانه بخت میرود

نه بازم نشد چه تو ذوقی خوردم امشب فک نمیکردم کتی امشبم دلش گیر نکنه حال و حوصله ندارم، برمیگردم
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 0:29 توسط مگی| |

مهتاب ستارگان زیبا را به آرامی نوازش میکند

و شبی رویایی و افسونگر را نوید میدهد

در این شب آرام و سفید، فقط عشق است که جریان دارد

و لبهای عاشق و معشوق را به سوی

هم میراند و ناگهان در هم قفل میشوند

و سکوت همه جارا فرا گرفته است

تنها یک زمزمه به گوش میرسد

دوستت دارم برای همیشه

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 19:45 توسط مگی| |

مامان ، سوگل ، بتی، سارا نمیدونید امشب اینجا چه خبره...

امشب قراره کتی هوش و حواس از یه بنده خدا ببره، از اونجایی که رسم دنیا اینه که از هر دست بدی از همون دستم پس میگیری یه جورایی دکن دکا هست ، شاید از همین امشب خواب و خوراک از کتی هم گرفته شه ، آخه میدونید که مجنون بدون لیلی ، فرهاد بدون شیرین نمیشه ، جانم باید با هم باشن

به نظرتون الان کتی چکار میکنه؟ شازده داماد اومده یا نه هنوز نیومده؟ کتی چایی رو نریزی رو داماد

تا امروز خیلی ها اومدن و کتی به دلش ننشست ولی شاید امشب با همه شبا متفاوت باشه ، امشب این آقا داماد خوش شانس و خوشبخت با اسب سفیدش بیاد

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 19:33 توسط مگی| |

اول: سلام

دوم: خوش آمدید

سوم: این وب چندتا پست بیشتر نداره! دلیلش؟ عرض میکنم

همیشه به مناسبت ازدواج بقیه اعضای خانواده یه مطلب تو وب میذاشتیم اما الان تصمصم گرفتم به مناسبت ازدواج کتی یه وب بسازم تا هم قبل از قطعی شدنش راحت بدون اینکه کسی متوجه شه مطلب بذارم هم اینکه (دلیل مهمتر) باید یه فرقی بین کتی و بقیه باشه دیگه (حسودیتون شد؟ نه عزیزانم شما همه تاج سر ما هستید ولی میدونید که تو هرخونه ای یه یوزارسیف وجود داره دیگه  )

این وب هم تا زمان قطعی شدن ازدواج کتی(کامل شدن شناخت و علنی شدن قضیه) به روز میشه!

خب مقدمه بسه دیگه بریم که کلی کار داریم ، با وجودیکه این خونه نوساز هست ولی کلی کار داره

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 19:22 توسط مگی| |

Design By : Mihantheme

كد ماوس