کتی به خانه بخت میرود
کتی به خانه بخت میرود
و شبی رویایی و افسونگر را نوید میدهد هم میراند و ناگهان در هم قفل میشوند امشب قراره کتی هوش و حواس از یه بنده خدا ببره، از اونجایی که رسم دنیا اینه که از هر دست بدی از همون دستم پس میگیری یه جورایی دکن دکا هست ، شاید از همین امشب خواب و خوراک از کتی هم گرفته شه ، آخه میدونید که مجنون بدون لیلی ، فرهاد بدون شیرین نمیشه ، جانم باید با هم باشن به نظرتون الان کتی چکار میکنه؟ شازده داماد اومده یا نه هنوز نیومده؟ کتی چایی رو نریزی رو داماد تا امروز خیلی ها اومدن و کتی به دلش ننشست ولی شاید امشب با همه شبا متفاوت باشه ، امشب این آقا داماد خوش شانس و خوشبخت با اسب سفیدش بیاد دوم: خوش آمدید سوم: این وب چندتا پست بیشتر نداره! دلیلش؟ عرض میکنم همیشه به مناسبت ازدواج بقیه اعضای خانواده یه مطلب تو وب میذاشتیم اما الان تصمصم گرفتم به مناسبت ازدواج کتی یه وب بسازم تا هم قبل از قطعی شدنش راحت بدون اینکه کسی متوجه شه مطلب بذارم هم اینکه (دلیل مهمتر) باید یه فرقی بین کتی و بقیه باشه دیگه این وب هم تا زمان قطعی شدن ازدواج کتی(کامل شدن شناخت و علنی شدن قضیه) به روز میشه! خب مقدمه بسه دیگه بریم که کلی کار داریم ، با وجودیکه این خونه نوساز هست ولی کلی کار داره
چه تو ذوقی خوردم امشب
فک نمیکردم کتی امشبم دلش گیر نکنه
حال و حوصله ندارم، برمیگردم
مهتاب ستارگان زیبا را به آرامی نوازش میکند 
در این شب آرام و سفید، فقط عشق است که جریان دارد
و لبهای عاشق و معشوق را به سوی
و سکوت همه جارا فرا گرفته است
تنها یک زمزمه به گوش میرسد
دوستت دارم برای همیشه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(حسودیتون شد؟ نه عزیزانم شما همه تاج سر ما هستید ولی میدونید که تو هرخونه ای یه یوزارسیف وجود داره دیگه
)![]()
![]()
| Design By : Mihantheme |

